تبلیغات
شیعه نیوز

شیعه نیوز
فقط کمی تفکر...

تهاجم فرهنگی

پیشگفتار


متفکران عصرجدید درتئوریهای خود، ارکان تفکر نوبنیاد امروز را به گونه ای پی ریزی کرده اند که در آن برخلاف گذشته، انسان به طور کلی بریده از فطرت الهی خویش تعریف می شود.
این تفکر، پیش از آن که مبتنی براصول عقلانی باشد،ناشی از خشم ونفرت وروح انتقام جویی توده ها ،دربرابر .........
متفکران عصرجدید درتئوریهای خود، ارکان تفکر نوبنیاد امروز را به گونه ای پی ریزی کرده اند که در آن برخلاف گذشته، انسان به طور کلی بریده از فطرت الهی خویش تعریف می شود.
این تفکر، پیش از آن که مبتنی براصول عقلانی باشد،ناشی از خشم ونفرت وروح انتقام جویی توده ها ،دربرابر زورگوییها وستمگریهای جاهلانه ارباب کلیسا، درقرون وسطی بوده است.
کلیسا، اگر چه قید وبندها و خرافاتی را به مذهب وحتی به کتاب آسمانی خود بسته بود که علت عقب ماندگی جوامع تلقی می شد، اما در آن زمان هنوز،با یک سری آموزشها وتعالیم اخلاقی همراه بود که در عمق فطرت جامعه انسانی ریشه داشت ورفتار پیروان خود را تا اندازه ای تعدیل می کرد. هنگامی که درآن دوران سیاه، غرب علیه مذهب عصیان کرد وخود را از ستم کلیسا وزنجیری که از خرافات عوام فریب در پای او نهاده بودند رها ساخت،افسار گسیخته ودیوانه وار به نام جدایی از دین، جنبه های اخلاقی ومعنوی مذهب را نیز در وجدان خویش،لگد مال کرد. از آن پس، هرچند که دراثر رهایی از قید وبندها به وسیله ی رفورم مذهب خرافی، حرکت وتلاش خستگی ناپذیر وخصوصاً استفاده از میراث تمدن عظیم اسلامی درجنگهای صلیبی، توانست به سرعت برفراز صخره های
دانش وصنعت پرواز کند وقله های تکنولوژی را فتح نماید، اما همزمان خود را در حصارهای بلند تمدن بی روح مادی زندانی کرد وبدینسان از چاله ای بیرون آمد وبه چاهی فرو افتاد!
انحطاط اخلاقی غرب، نتیجه ترویج مکتبهای منحرف فکری «اومانیسم- انسان مداری»، «لیبرالیسم - آزادی بی حد ومرز» وبه دنبال آن «نیهلیسم - پوچ گرایی» بود که پس از نهضت رنسانس، در راستای مذهب ستیزی پایه گذاری شدند.
بدین سان بشر غربی امروز، با اصالت دادن به تکنیک و اقتصاد، در چنگال ماشینیزم وزندگی ماشینی گرفتار شده وسیطره تکنولوژی ، خود اورا نیز به ماشین تبدیل کرده است به طوری که دیگر زندگی اش فاقد هر گونه معنا وفضیلت و هدف می باشد و به همین جهت به «پوچی» روی آورده است.
جهانخواران سلطه گر در سرتاسر قرن اخیر، باهمه امکانات تلاش کرده اند که جهان بینی اومانیسم را در همه جهان وبه ویژه درکشورهای جهان سوم وبالاخص درممالک اسلامی توسعه دهند وهدف آنها، سرسپردگی مطلق و وابستگی همه جانبه سیاسی، فرهنگی واقتصادی و غارت فرهنگ ومنابع این کشورها بوده است. در این رابطه آنها با استفاده از توان تکنولوژیکی فوق مدرن درصنعت ارتباطات، و پیش از آن با فرستادن میسیونرهای مسیحی به عنوان سپاهیان صلح وبرانگیختن عناصر خود باخته بومی کشورها دراجرای انواع برنامه ها و روشهایی که غالباً در پوشش علمی نیز فاقد هرگونه ارزش واقعی است وسرانجام با بکارگیری تمامی شیوه ها وابزارهای مخرب سعی کرده ومی کنند تا فرهنگی را که ریشه الهی دارد ومحور همه حرکتهای آن بینش توحیدی

10



است،به عنوان سد مستحکمی که درمقابل آنها قرار دارد، از میان بردارند.
آری، آنچه امروز جهانخواران را بیش از هر چیز دیگری به وحشت می انداخته است، قدرت اسلام وحضور فعال آن درعرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی است.
بنابراین طبیعی است که استکبار جهانی، در قله اهداف خویش جهان اسلام را که به عنوان آخرین دین الهی، همواره در برابر تجاوزات بی شرمانه غرب ایستاده است، به طور جدی آماج حملات شدید فرهنگی خود قرار دهد وبا ترویج فرهنگ آلوده خویش از راه اشاعه تفکر مبتذل مادی ونشان دادن مظاهر فریبنده دنیای صنعتی، درفرهنگ اصیل اسلامی رخنه کرده، ارزشها وباورهای دینی را سست نماید واندک اندک ریشه اعتقادات امت اسلامی را بخشکاند و سپس از دو دستاورد تمدن جدید غرب، که یکی تکنولوژی ودیگری آلودگی اخلاقی ولجنزار فرهنگی است، همواره سراب اولی و رنگ ولعاب آن به وی نشان دهد وهنگامی که خوب به آن نزدیک شود اورا مانند خود در دومی که منجلاب فساد است غرق سازد!
نکته ای که در اینجا قابل ذکراست وتوضیح آن خواهد آمد،اتهام ناجوانمردانه ای است که تحت عنوان مخالفت ادیان آسمانی با پیشرفت علم وصنعت ورفاه اجتماعی، به دامان پاک اسلام نیز وارد کرده اند واز آن دروغهایی است که تلاش فراوانی شده تا خود تاریخ نیز آن را باور کند، اما هرگز این چنین نیست وحتی قضیه دقیقاً عکس آن است.زیرا همان گونه که تاریخ به وضوح شهادت می دهد، رشد صنعت وتحول اقتصادی در جامعه اروپا، مرهون تماس علمی، فنی، اقتصادی وتجاری ای است که غرب درجنگهای صلیبی، در قرون دهم، یازدهم و دوازدهم ،با جامعه

11



اسلامی پیدا کرد ومنجر به طرد نقاط انحراف مذهب کاتولیک گردید. پس درواقع، تمدن جدید دراثر مذهب به وجود نیامد.
آنچه درنهایت، از نظر مکاتب الهی نکوهش شده، وابستگی ها وتعلقات مادی افراطی است که بگونه ای رفاه دنیوی را تمام هدف خویش قرار دهد وبعد معنوی و هدف آفرینش انسان وکمال وسعادت ابدی او را قرار دهد وبعد معنوی وهدف آفرینش انسان وکمال وسعادت ابدی او را بکلی فراموش کند مانند آنچه امروز درغرب مشاهده می شود . به طور کلی روی تافتن از اطاعت خداوند مذموم است زیرا اسلام هدف آفرینش را،درتعالی وتکامل روحی ومعنوی نوع بشر، درسایه والای عبودیت او در برابر خداوند، می داند.
انگیزه این تهاجم، نخست ایجاد جو خود باختگی وروح بی تفاوتی در جامعه، نسبت به ارزشهای اصیل خودی و تخریب هویت مذهبی وملی آن جامعه می باشد، سپس ایجاد جامعه ای تازه که تفکرات وباورهای جهان غرب را بپذیرد وعقاید و ارزشهای دینی وفکری خود را دور بریزد واز نظر فرهنگ مصرف،درالگوی مصرفی غرب غرق شود. دراین صورت است که با نابودی فرهنگ یک کشور، زمینه برای رشد سیطره سیاسی واقتصادی وگسترش سلطه همه جانبه استکبار جهانی هموار خواهد شد.
آنچه امروز ابرجنایتکاران، به بهره گیری از تکنولوژی ارتباطات وبرنامه های ماهواره ای ، با شعار تحقق دهکده واحد جهانی وهمسان سازی فرهنگی، برای جهانی کردن فرهنگ خود تبلیغ می کنند، همه وهمه در راستای همین اهداف شیطانی است. امپریالیسم خبری دربمباران اطلاعاتی وتبلیغات انحصاری خود، که هدفی جز ملل محروم وخصوصاً کشورهای اسلامی ندارد،درصدد آن است که غرب را به عنوان نژاد برتر، به جهانیان معرفی کند، تا با تزریق تدریجی فرهنگ مسموم آن، به منابع

12



استکباری ونامشروع خویش دست یابد.
اگر چه به طور طبیعی، قدرت تکنولوژی ارتباطی به فرهنگ ندارد، اما می بینیم که تاکنون، هر اندازه توان تکنولوژیکی غرب افزایش یافته، میزان سلطه فرهنگی اش بیشتر شده است، واین به منش او وابسته است که در واقع منش سلطه گری وبرتری جویی است.
میهن اسلامی ما، که به لحاظ استراتژیک وحساسیت منطقه ای ودارا بودن فرهنگ عمیق علمی واسلامی ومنابع سرشار اقتصادی، همواره مورد طمع و تجاوز دشمنان جنایتکار بوده است، پس از پیروزی انقلاب اسلامی که اساساً یک انقلاب فرهنگی وارزشی است وتحرک واقتدار خودرا با بهره گیری از غنای فرهنگی اسلام در مقابله ومعارضه با نظامهای کفر حاکم برجهان به منصه ظهور رسانده ومهم ترین تهدید قرون علیه نظام نوین جهانی قلمداد شده است،استکبارجهانی را متوجه شرایط جدیدی نموده که برای متوقف کردن قدرت اسلام ورشد فزاینده آن در جهان به سرمایه گزاریهای وسیع تری در زمینه های فرهنگی وهنری بپردازد.
دراین رابطه «دانیل پاتیس» رئیس انستیتوی پژوهشهای سیاست خارجی آمریکا، درسمیناری که در پاییز سال 68 درشهر استامبول ترکیه برگزار شد گفته است:
«ما تاده سال حساسیت خاصی نسبت به اسلام نداشیتم، اما امروز این طور نیست وهمه ما نسبت به این پدیده جدید درایران وبرخی از کشورهای دیگر،باید با حساسیت بیشتری برخورد کنیم. امروز مسلمان به ایران نظر دارند واز آن الگو برداری می کنند، امروز ایران برای مسلمانان به مثابه یک آزمایشگاه است، اگر این تجربه موفق شود، جسارت

13



مسلمانان کشورهای دیگر هم بیشترخواهد " 1 ".
همزمان با تحرکات جهانی، ما در دهه اخیر ،سالهای پرالتهابی را نیز در داخل کشور پشت سر نهادیم که دشمن با تحریک تأسف بار روشنفکران غربزده ، سعی کرد به بهانه خرافه ستیزی وبه عناوین مختلف دیگر اسلام اصیل را تضعیف کند وبا تهمتهای ناروایی از قبیل تحجر واستبداد، از صحنه اندیشه وباور جامعه محو نماید ونهایتاً اسلام را ازکشور ما ریشه کن سازد.
واین چنین بود که اینان با مقایسه اسلام و مسیحیت قرون وسطی وتشبیه روحانیت شیعه با اصحاب کلیسا،شعار پروتستانتیسم اسلامی را زمزمه کردند وبا انتقاد از برخی حقایق ومقدسات مذهبی، نسبی بودن اصول اخلاق و معرفت دینی را مطرح نمودند.
این توطئه - که درباره آن متناسب با بحثهای آینده به تفصیل سخن خواهیم گفت -شدیدترین وناجوانمردانه ترین حمله ای است که در قالب مفاهیم علمی- اساس اعتقادات جوانان را مورد تهدید قرار داده وخواه ناخواه به موازات اهداف خصمانه جهانخواران بیگانه ونتیجتاً درمسیر انهدام ونابودی فرهنگ دینی وملی کشورمان عمل خواهد کرد.
دشمن خیانتکار، درمسأله مرجعیت نیز آرام ننشسته است وبا اتهام آمیختگی آن به اغراض دنیوی، یعنی لکه ننگی که درطول تاریخ تشیع، هرگز دامن پاک مجتهدان مجاهد وعلمای عظیم الشان اسلامی را آلوده نکرده وبه وضوح از ساحت مقدس آنان دور بوده است، قداست آن را مورد سوال وتردید قرار داده است.
تمامی این مسائل، تیرهای زهر آلود تهاجم فرهنگی واز جلوه های بارز

پاورقی

14


آن هستند که قلب اسلام را نشانه رفته اند.بنابراین برآحاد امت اسلامی به ویژه عاشقان حریم ولایت، واجب است که ابعاد مختلف وزوایای گوناگون این تهاجم را بشناسند ودرپیشبرد اهداف مقدس اسلامی از فرهنگ والا وعظیم آن شجاعانه دفاع نمایند.
مجموعه حاضر، گزیده ای از سخنرانیهای استاد عالیقدر آیه الله مصباح یزدی پیرامون تهاجم فرهنگی است که در سالهای 69 الی 72 در مراکز مختلف ارائه گردیده وتوسط جناب حجه الاسلام آقای عبدالجواد ابراهیمی تهیه وتدوین شده است.
امیدواریم این مجموعه گامی موثر در راه رسیدن به آن هدفهای مقدس واقع شود ومورد توجهات خاص امام عصر حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار گیرد.
واحد مجموعه آثار

15

تهاجم فرهنگی یا زمینه تسلط کفار برمسلمانان

17

سخن امام راحل (قدس سره) درباره ی مبارزه با تهاجم فرهنگی


«ای مسلمانان جهان که به حقیقت اسلام ایمان دارید،بپا خیزید ودر زیر پرچم توحید ودر سایه تعلیمات سالم مجتمع شوید ودست خیانت ابرقدرتها را ، از ممالک خود وخزائن سرشار آن، کوتاه کنید ومجد اسلامی را اعاده کنید ودست از اختلافات وهواهای نفسانی بردارید، که شما دارای همه چیز هستید. بر فرهنگ اسلام تکیه زنید وبا غرب وغربزدگی مبارزه نمایید وروی پای خودتان بایستید وبرروشنفکران غربزده وشرق زده بتازید وهویت خویش را در یابید وبدانید که روشنفکران اجیر شده بلایی بر سر ملت ومملکتشان آورده اند که تا متحد نشوید ودقیقاً به اسلام راستین ، تکیه ننمایید، برشما آن خواهد گذشت که تاکنون گذشته است. امروز زمانی است،که ملتها باید چراغ راه روشنفکرانشان شوند وآنان را از خود باختگی وزبونی درمقابل شرق وغرب، نجات دهند که امروز، روز حرکت ملتهاست» " 1 ".

هویت شرق نشینان وگستره ی تهاجم فرهنگی


درباب تهاجم فرهنگی، سخن، بسیارگفته شده است ودر بیان اهمیت وحساسیت این پدیده قرن، ونوع برخورد با آن،گفته ها و

پاورقی

19


نظریه های مختلفی ابراز شده که هر یک، اغلب ناظربه بعدی از ابعاد فرهنگ است وبنابراین که درآنها به کدامیک از عناصر تشکیل دهنده فرهنگ اصالت داده شده باشد وبه میزان ارزشیابی آن عنصر، با یکدیگر متفاوتند.
آنچه دراین تهاجم، مورد توجه وتأکید اندیشمندان مسلمان ومسؤولان دلسوز جامعه قرار گرفته، اساسی ترین عنصر فرهنگ ما، همانا معارف وارزشهای دینی می باشد که به شدت، هدف هجوم دشمنان ما واقع شده است.
درجهان معاصر، هویت وشخصیت حقیقی ما شرقیان، در پرتو فرهنگ آسمانی مان رقم می خورد ، بدان معنا که در آن سوی کره زمین اگر چه نمی توان به سخن دشمن زیاد خوشبین بود، اما به هر منظوری که باشد- شناسنامه ما را، با مباحث عرفانی ومعارف الهی ترسیم می کنند.
امروز، اگر غرب با تکنولوژی پیشرفته اش شناخته می شود، شرق نیز با معنویت وانسانیت، اخلاق وعاطفه، وبا فلسفه وحکمت وایدئولوژی متافیزیکی اش هویت می یابد. واین همان چیزی است که به ذائقه دشمنان ما تلخ می آید وقرنها است که دربرابر آن صف آرایی کرده اند.
استعمارفرهنگی برای قطع ریشه های اعتقادی ، درکشورهای اسلامی مبارزه می کند که این مبارزه، مقدمه ای برای از میان بردن تفکر و بینش توحیدی درتمامی جهان است.
اگر چه مساله تهاجم درکشورما، از مدتها قبل مطرح بوده است. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ونفوذ فرهنگ پویای اسلام در عرصه های بین الملی، نمودی تازه یافته است واستکبار جهانی با سرمایه گذاری های وسیعی تلاش می کند تا حرکت انقلاب ونفوذ فرهنگ اسلامی را متوقف

20


سازد ونه تنها راه صدور آن را به کشورهای دیگر سد کند، بلکه تا آنجا که می تواند،فرهنگ ماتریالیستی و مبتذل خود را به صورتی گسترده تر ،به کشورهای اسلامی وشرقی، خصوصاً به کشور ما وارد کند واین همان «تهاجم فرهنگی» است که امروزه درباره آن سخن می گوییم.
از آنجا که هر پدیده ای دارای ویژگیها وجنبه های خاصی است که شناخت صحیح آن، ارتباط مستقیم و وابستگی تامی به تشخیص آن ویژگیها دارد، از اینرو، پیش از ورود در گستره بحث تهاجم فرهنگی نیز لازم است که ابعاد آن را به خوبی بشناسیم وعناصرش را با دقت تجزیه وبررسی کنیم. بدیهی است که لازمه مقابله با هجوم دشمن، آگاهی واحاطه به ابعاد آن است، پس باید ابتدا دشمن وماهیت او را بشناسیم وانگیزه و هدف او را بدانیم، پس از آن ، زمان حمله وناحیه نفوذ وعوامل داخلی او، و نیز ابزار وتجهیزات وشیوه ها وتاکتیک هایی را که دراین حمله بکار خواهد برد، شناسایی کنیم. سپس با دقت، نیروهای خودی و راههای مقابله با تهاجم دشمن را مورد بررسی قراردهیم .دراین صورت می تواینم امیدوار باشیم که در اثر احاطه برهمه جوانب مبارزه ، فریب دشمن را نخواهیم خورد وبه پیروزی دربرابر او دست خواهیم یافت. اکنون دربحث «تهاجم فرهنگی» نیز نخست باید منظور از «فرهنگ» ومعنای «تهاجم» روشن گردد . پس از آن، وجود چنین تهاجمی به جامعه اسلامی امروز ما نفیاً واثباتاً بررسی شود.سپس جریان ویاگروههای مهاجم، زمان تهاجم وهمچنین هدف، انگیزه وشیوه های آنان مورد شناسایی قرار گیرد.
دراین بحث، لازم است که رابطه میان فرهنگ وتکنولوژی نیز مورد بررسی واقع شود وروشن گردد که آیا با توجه به ضرورتهای زمان ، اصولاً مقابله با تهاجم فرهنگی امکان پذیر است؟ وهمچنین روشن شود که

21


تفاوت میان ترویج فرهنگ و جذب آن با تحمیل وتهاجم فرهنگی چیست وآیا ترویج یک فرهنگ نیز در همه حال، امری نامطلوب وناپسند است؟
قبل از ورود به اصل موضوع، لازم است که درباره تعدادی از این پیش فرضها، بطور مختصر توضیح بدهیم وچهار چوب بحث را دقیقاً مشخص نماییم. البته بیان تفصیلی هر یک، درجای مناسب خواهد آمد:
مفهوم واژه «فرهنگ» از مفاهیم بسیار پیچیده است وبه رغم تعاریف بی شماری که درباره آن بیان شده، تاکنون تعریف روشن وجامعی از آن ارائه نشده است. با این همه، منظور ما از آن در بحث «تهاجم فرهنگی» عبارت از مجموعه ای از مایه های فکری و ارزشی است که در رفتار اختیاری واجتماعی انسان اثر می گذارد. این مجموعه دارای عناصر متعددی است که درجای خود، مورد شرح و بررسی قرار خواهند گرفت.
کلمه «تهاجم» از واژه هایی است که از نظر لغوی معنای مشارکت طرفینی دارند، ولی این معنا مراد نیست وحتی در استعمالات رایج عرف نیز، به معنی هجوم یک طرفه آمده است.
اگر چنین نباشد،اعتقاد کسانی که اساساً اصطلاح «تهاجم فرهنگی » را یک لفظ بدون مصداق می دانند وجریانات امروز را نشر وتبادل فرهنگی می پندارند، با معنای طرفینی «تهاجم» سازگارتراست؛درحالی که به وضوح مشاهده می کنیم که فرهنگ مهاجم، یک فرهنگ سلطه جو است که با اهداف خاصی در جهت بسط سیطره خود، برنامه ریزی وتلاش می کند وهمانگونه که سردمداران واندیشه گران کنونی آن اظهار کرده اند قصد دارد که جهان را به «دهکده واحد جهان» براساس مبانی وارزشهای اومانیستی مبدل سازد. بنابراین، معنی تهاجم با غافلگیری وتحمیل توام

22


است و علت آنکه این کلمه درعرف ما ارزش منفی دارد، این است که دشمن می خواهد باورها وارزشهای معتبر ومتعالی را از جامعه ما برباید وبه جای آن، باورهای نادرست وارزشهای منفی را برما تحمیل کند.
درباره رابطه فرهنگ وتکنولوژی - همان طور که درمقدمه اشاره کردیم- گرچه تاکنون رشد تکنولوژی به میزان زیادی در بالا رفتن سلطه فرهنگی بیگانگان ، تأثیر داشته است اما در واقع، پذیرش آن ذاتاً می تواند بدون هرگونه وابستگی فرهنگی صورت گیرد. بنابراین علی رغم تصور عده ای از دست اندرکاران مسائل فرهنگی، که نسبت به تعریف فرهنگ وارزشیابی آن، درمغالطات لفظی وبه هر حال در دام حیله های شیطانی گرفتار شده اند، منظور ما از مبارزه با تهاجم فرهنگی، نفی هرگونه نوگرایی و پشت پا زدن به ابزارهای مدرن فرهنگی ونیز تجدید حیات هر گونه آداب وسنن قدیمی نیست، بلکه با توجه به ارزشیابی ما از فرهنگ، هدف اصلی مقابله، درجهت حفظ وتحکیم مبانی وارکان فرهنگ جامعه، یعنی اعتقادات وارزشهای والای اسلامی، شکل می گیرد واین، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان ما ، با همه سرمایه گزاری ها وامکانات و ترفندهای خود، تلاش بی وقفه ای را در جهت تخریب وانهدام آن به کار می برند وبا انواع تیرهای زهر آگین، نسلهای آینده را ، آماج حملات پیاپی خود قرار می دهند.
درچنین شرایطی که تکنولوژی بویژه دربخش ارتباطات ماهواره ای ، حملات رعد آسای استکبار جهانخوار را سرعت بخشیده ودیوانه وار راه خود را می پوید،به عنوان یک وظیفه الهی، برفرد فرد امت اسلامی واجب است که دریک بسیج همگانی بپا خیزند وتوطئه جهانی مستکبرین راعلیه اسلام ومصالح مسلمین خنثی نمایند.

23


از مجموع آنچه گذشت، پاسخ سوال پایانی نیز درمورد تفاوت ترویج فرهنگ با تحمیل آن به دست می آید واضح است که تلاش غرب در گسترش شبکه های ارتباطی وخبری، به منظور آن است که سلیقه ها ، معیارها والگوهای رفتاری واخلاقی خود را در قالب فیلمها ، شوهای تلویزیونی ودیگر برنامه های سرگرم کننده مبتذل ،درسراسر کره زمین وبه تمام بشریت تحمیل کند واین نیست مگر آنکه در زیر آن، اهداف شیطانی سود جویانه نهفته است. درحالی که ترویج فرهنگ سالم، دور از هر گونه دسیسه وبا پشتوانه ای که از حقیقت دارد، با اهداف الهی انجام می شود. بنابراین ترویج هر فرهنگی یک امر ناپسند تلقی نمی شود و علت اساسی مخالفت ما با فرهنگ مهاجم غرب، آثار ضد الهی و ضد معنوی آن است که به عنوان یک بار منفی، در آن به وجود آمده است.
گذشته از این ،مغرب زمین به اعتراف مورخان ودانشمندانش،قرنها تحت تأثیر فرهنگ عظیم اسلامی بوده است. به طوری که هنوز نیزآثار آن باقی است.حتی درتمدن کنونی خود، مدیون درخشش نیروهای خارق العاده مسلمان دربسیاری از علوم وفنون می باشد. زیرا جنگهای صلیبی که موجب ارتباط نزدیک اروپاییها با مسلمین شد، علی رغم خسارات فراوانی که به طرفین وارد کرد، موجب انتقال فرهنگ اسلامی وشرقی به اروپا گردید.
گوستاولوبون درکتاب «تمدن اسلام وغرب» می نویسد:
«تا مدت پانصد سال، مدارس اروپا روی کتابهاو مصنفات مسلمین دایربود،همانها بودند که اروپا را از لحاظ علم وعمل واخلاق تربیت کرده، داخل در طریق تمدن نمودند...»
آری دانشمندان منصف غرب، از صدور فرهنگ اسلامی به جوامع

24


اروپایی تمجید نیز نموده اند؛ بنابراین کسی که امروز برصدور انقلاب اسلامی ما به آن سوی مرزها،نام تهاجم می نهد وبدین وسیله می خواهد غارتگری وسلطه فرهنگی جنایتکاران را توجیه کند وشعله خشم مسلمانان غیور را علیه روش استکباری آنان خاموش سازد، بدون تردید فرق پاکی را ازناپاکی قبول ندارد!
تاکنون دراین مقدمه، به نکاتی پیرامون تعریف فرهنگ وتهاجم، اثبات وجود تهاجم فرهنگی، انگیزه وهدف تهاجم و مسائل دیگری اشاره کردیم.باید دانست که به اعتقاد ما،درجامعه ای که اسلام به طور کامل تحقق وحاکمیت یافته باشد،سلسله ای از شناختها وباورها وهمچنین ارزشهای اخلاقی - اجتماعی مورد قبول اسلام وجود دارد که دارای یک شیوه رفتاری منسجم وهماهنگ می باشد.این شناختها وارزشها به علاوه رفتارهایی که دارای انسجام کامل بوده ودقیقاً ناشی از همان شناختها وارزشها می باشد، فرهنگ اسلامی راتشکیل می دهند.
چنانچه گفتیم، این مربوط به جامعه ای است که اسلام درآن بطور کامل متحقق شود،بنابراین اگر فرهنگ برخی از جوامع اسلامی ،ازاین هماهنگی وانسجام رفتاری برخوردارنیست،علت آن آمیختگی وناخالصی است که دراثر نفوذ عناصر فرهنگ بیگانه،درفرهنگ اسلامی صورت می گیرد ونتیجتاً اینگونه جوامع را دارای فرهنگی التقاطی می سازد که این دوگانگی،با وحدت اسلام ویکپارچگی فرهنگ اسلامی هرگز سازگار نیست.
از آنجا که شرط اول مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب، شناخت فرهنگ وفلسفه آن است وهمچنین برای روشن تر شدن این بحث، به بیان نقش تخریبی فرهنگ وفلسفه غرب وریشه تاریخی آن می پردازیم.



[ شنبه 22 مرداد 1390 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ میلاد عقیلی ]
درباره وبلاگ

نظر سنجی
  • نظر شما درباره ی شبكه ی اجتماعیه (facebook) چیست؟




  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب
    شبكه مجازی ارزشی ها 
|arzeshiha.ir
    Blog Skin
    w94auulpccom8f29gp3a.jpg